ای کاش شیعیان فوعه و کفریا، ساکن کوبانی بودند!

همه کوبانی را فراموش نکردند . شهری که تا روز قبل از آنکه در رسانه ها عکس هایی از تجاوز گروهک داعش به آن منتشر شود شاید بسیاری آن را به عین العرب میشناختند و هیچ خبری از کوبانی نبود. شهری در کنار مرزهای ترکیه و محصور در چنگال داعش! یک دفعه تمام شهرهای جهان خبر پراکنده شد که داعش کوبانی را محصور و مردم این شهر با دست گرفتن سلاح به مقابله با این گروهک روی آوردند و همه از هر نژاد و رنگ و مذهبی نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند و حتی دولت ترکیه ای که در ابتدا مرزهای خود را به روی کوبانی بسته بود مجبور شد تا اجازه دهد گروه های کرد مسلح و دیگر گروه های مدافع شهر کوبانی از کردستان عراق به سمت کوبانی راه بیفتند و این شهر را از دست داعش نجات دهند.

هنوز یادمان نرفته است چه عکس هایی از این شهر در فضای مجازی منتشر و چه شعر هایی سروده نشد. به واقع باید گفت همه دنیا آمدند تا بگویند کوبانی مظلوم است و این شهر در حلقه ی محاصره ی داعش قرار دارد.

اما کیست که فراموش کند دو شهر فوعه و کفریا با سکنه ای بالغ بر 50 هزار نفر در شمال شهر ادلب از دو سال پیش محصور بودند و در چند ماه گذشته با سقوط شهر ادلب و اشغال آن توسط گروه جیش الفتح ( بخوانید تجمع گروه های تکفیری حامی آمریکا، ترکیه، سعودی و قطری ) که اکثرا سوری نیستند به بدترین وضع ممکن در تاریخ خود مواجه شدند.

هر روز شاهد هستیم چه جنایت هایی در این دو شهر توسط القاعده ی سوریه ( جبهه النصره) و اخوان المسلمین صورت می دهد. رجز خوانی مفتی های تکفیری در پشت بیسیم و تهدید شیعیان آن به نسل کشی بخشی از این اقدامات است. تا جایی که شاهد هستیم فقط یک روز 1400 گلوله خمپاره و موشک به سمت این دو شهرک شلیک و حتی بنا بر نقل منابع میدانی از گاز کلر برای کشتن سکنه این دو شهرک استفاده کردند. سوالی که پیش میاید این است با محاصره شدید این دو شهرک و نسل کشی بیش از 50 هزار شیعه مدافع این فوعه و کفریا که نگذاشتند حتی بدون آب و مواد اولیه که کار را به جایی رسانده مردم این دو شهر رو به خوردن علف های کنار کوچه ها کنند، نگذاشتند این دو شهرک اشغال و زنان و فرزندانشان به بردگی رود. چرا هیچ خبری در رسانه ها نیست!

حماسه ای برپاست!
کجایند مدعیان حقوق بشر و گربیان چاک کنندگان جهان که چه بلایی بر سر شیعیان و اصلا انسان های کفریا و فوعه می رود. مگر نه آنکه کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا برای همه روز های سال است. امروز در جنایتی که تکفیری ها در فوعه و کفریا مرتکب شدند یک کودک ده ماه شهید شد که دیدن تصویرش دل هر انسانی میلرزاند.

انسان با دیدن این تصاویر به خود میگوید « ایکاش فوعه و کفریا، کوبانی بود »! ایکاش ده دقیقه موسسات و نهاد های بین المللی فقط ده دقیقه در جهان به احترام مردم فوعه و کفریا بلند می شدند و سکوت میکردند تا نشان دهند دو سال بدون آب و غذا چگونه می شود زندگی کنند. کجایند موسسات و نهادهای بین المللی که برای کشته شدن فلان حیوان وحشی در فلان نقطه ی جهان بیانیه های تند و آتشین می دهند! اما برای کشته شدن کودک ده ماهه یا اصلا برای بی آبی و غذایی مردم فوعه و کفریا حتی حاضر نیستند اخبار این موضوع را دنبال کنند!

باز می گویم! ایکاش فوعه و کفریا، کوبانی بود تا حداقل همتی در جهان به وقوع می پیوست و از حملات موشکی و خمپاره ای و اخیرا زدن گاز کلر در این شهر آن هم به راحتی کم می شد.

کجاست ائتلاف بین المللی مبارزه با تکفیر که هر روز از این کشور به آن کشور می روند و می گویند این عدد سوتی پرواز داشتیم و دشمن را در نطفه خفه کردیم، اما حاضر نیستند توپخانه ی گروه های تکفیری اطراف این دو شهرک را که بدون هیچ استتاری مستقر هستند،  هدف قرار دهند.

در چنین شرایطی چگونه یک انسان آزاده می تواند سر بر بالین بگذارد و ببیند چنین جنایتی رخ می دهد و هیچ چیزی نگوید! چگونه می توان سکوت رسانه های داخلی چه چپ و راست را تحمل کرد و صرفا عین همه اخبار به آمار مجروحان و شهدای این دو شهر بپردازند! مگر فوعه و کفریا آماردهنده می خواهند.

خدا می داند سکوت همه انسان ها در این زمینه و هر کس که بشنود مسئله فوعه و کفریا و از اندوه گریه نکند خیانت کرده و این خیانت را نمی توان با هیچ توبه ای رفع کرد. مگر نه اینکه قیام اهل بیت و اصلا فلسفه مبارزه امام حسین، دفع ظلم ظالم و حمایت از مظلوم است! مگر نه اینکه در دین اسلام و مذهبمان سکوت در برابر ظالم را معادل شریک جرم شدن با ظالم قرار می دهند. تا به کی می خواهیم تیتر رسانه های ما به دعواهای ساختگی دو جناح بپردازیم و از مسئله ای مهمی به نام فوعه و کفریا غفلت کنیم و آخر سر هم خدایی نکرده اگر اتفاقی برای این دو شهرک مقاوم افتاد بگوییم « فوعه و کفریا سقوط کرد ». خدا می داند باید تیتر زد اسطوره ی مقاومت سوریه، فوعه و کفریا  همچون کوه ایستادن!

دشت ادلب لرزید! فوعه و کفریا حتی لحظه ای به خود لرزیدن ندیدن!
و در پایان به احترام شهدای این دو شهر، به احترام مقاومت اسلامی،دو بیت از شعر استاد معلم دامغانی را می نویسم :

از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم
زینب اسیری رفت و ما برجای بودیم
چون بیوه گان ننگ سلامت ماند برما
تاوان این خون تا قیامت ماند برما

منتشر شده در :

تابناک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>